دلم می خواست یکبار دیگر او را کنار خویش می دیدم
به یاد اولین دیدار
درچشم سیاهش خیره می ماندم
دلم یکباردیگر همچو دیدار نخستین
پیش پایش دست وپا می زد
شراب اولین لبخند درجام وجودم های وهو می کرد
غم گرمش نهانگاه دلم را جست وجو می کرد
دلم می خواست دست عشق چون روز نخستین
هستی ام را زیر ورو می کرد.
نظرات شما عزیزان:
امیررضا 
ساعت23:29---7 اسفند 1390
درود به تو با این همه مطالب قشنگ و زیبایی که نوشتی. بقیه باید بیان از شما یاد بگیرن که چطوری وبلاگ عاشقانه بسازند. دیگه الان هرکی از مامانش قهر می کنه میاد وبلاگ عاشقانه می سازه. بازم درود به تو با این وبلاگی که ساختی. امیدوارم بازم به وبلاگم سر بزنی. بدرود
ali 
ساعت15:35---5 اسفند 1390
سلام وبت عالیه به منم سر بزن خوشحال میشمali_0633.loxblog.com